| قرعه ي كار به نامِ من ديوانه زدند... |

يك بار
به من قرعه يِ عاشق شدن افتاد
يك بارِ دگر، بارِ دگر، بارِ دگر... نه!


فاضل نظري


تگ: قرعه ي كار به نامِ من ديوانه زدند...،

ادامه ي مطلب ...

| مي‌نوشم از سبوي تو يا سيدالكريم*‏ |

اين يا كريم مثل همه يا كريم ها
در فكر بام توست به رسم قديم ها

من زار خاك ري چو حسين بكربلا
زائر شود هر آن كه بر عبدالعظيم ها

بايد نشست رو به ضريحت سلام داد
تا اين كه جلوه گر شود اين جا كليم ها

اصلاً بعيد نيست كه آقايمان كنند
وقتي طرف حساب شود با كريم ها

اين شهر بي وجود شما ارزشي نداشت
با اين حساب لطف شما از قديم ها

اين شهر با وجود شما قبله مي شود
هر گوشه ي ضريح شما چون حطيم ها

روزي سه بار مي دهمت السلام و بعد
عاشق شدن به سبك همه يا كريم ها

اميرحسين محمودپور


تگ: مي‌نوشم از سبوي تو يا سيدالكريم*‏،

ادامه ي مطلب ...

| همه ذرات مرا؛ با خودت خواهى برد |

دوست ات دارم
آن طور كه قاصدك
باد را


حسين سناپور

تگ: همه ذرات مرا؛ با خودت خواهى برد،

ادامه ي مطلب ...

| چه قدر چشم ‌به راهت نشستم |
نيامدي و نچيدي انار سرخي را 
كه ماند بر سر اين شاخه تا زمستان شد 

«پانته آ صفايي بروجني»

تگ: چه قدر چشم ‌به راهت نشستم،

ادامه ي مطلب ...

| به جايي رسيدم كه مقصد تويي |
دلم مثل تجريش، ميدون ميخواست
دلم با شلوغيِ شهر قهر بود
يه راهو نشون كرد و وا شد دلم

يه راهي كه زيرِ سرِ شهر بود


با صداي رضا يزداني (مترو)


تگ: به جايي رسيدم كه مقصد تويي،

ادامه ي مطلب ...

۱ | ۲ |